داشتن برنامه ، پیگیری و صبر و حوصله رموز اصلی موفقیت انسان است.
نصرالله دادار
دانشمندان در تمام جوامع بشری ، الگو و نمونه هستند و کمتر کسی را می توان یافت که به اندازه چهره های موفق علمی جامعه در سرنوشت مردم موثر باشند . اگرچه یافته ها و دستاوردهای علمی دانشمندان برای انسان بسیار با ارزش است ، ولی چگونه زیستن آنها نیز برای همه کسانی که می خواهند در زندگی موفق باشند ، درس بزرگی است . به صحبت با یکی دیگر از دانشمندان معاصر کشورمان نشسته ایم تا تجارب زندگی او را چراغ راهمان سازیم . دکتر منصور عابدینی ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران ، یکی از اساتید برجسته شیمی ایران و نویسنده کتابهای درسی دوره متوسطه در رشته شیمی است. او در سال 1314 هـ . ش در تهران متولد شد . اگرچه در هشت ماهگی پدر خود را از دست داد ، ولی با تلاش و کوشش و جدیت توانست مدارج علمی را بسرعت کسب کند و در سال 1333 وارد دانشگاه تهران شود . پس از کسب مدرک لیسانس در رشته شیمی ، تحصیلات خود را در دانشگاه پنسیلوانیای فیلادلفیا در رشته شیمی ادامه داد. وی پس از چهار سال تلاش مداوم ، موفق به اخذ دکترای شیمی معدنی شد . و در سال 1342 به کشور بازگشت . دکتر عابدینی از سال 1342 تا کنون در دانشگاه تهران مشغول تدریس و پژوهش در رشته شیمی است . در سال 1370، از سوی «انجمن شیمی و مهندسی شیمی ایران» به عنوان شیمیدان به عنوان شیمیدان برجسته سال معرفی شد از این استاد گرامی تا کنون بیش از 20 جلد کتاب و 44 مقاله در نشریات بین المللی و داخلی منتشر شده است که چند جلد از کتابهای وی ، کتابهای درسی دانش آموزان دوره متوسطه در رشته شیمی است. آنچه در پی می آید ، متن گفتگوی چند ساعته ما با استاد است که از نظرتان می گذرد.
لطفا خودتان را معرفی کنید .
من ، منصور عابدینی متولد سال 1314 (هـ . ش) در تهران هستم. پدرم پزشک ارتش بود و مادرم خانه دار . البته مادرم هم تحصیلات کافی داشت ؛ ولی در آن زمان ، کار کردن زنان مرسوم نبود و به همین دلیل مادرم کار نمی کرد . هشت ماهه بودم که پدرم فوت کرد و از نعمت پدر محروم شدم. من یک برادر بزرگتر و یک خواهر داشتم که با هم دوقلو بودیم . بعد از فوت پدرم ، مادرم مسئولیت نگهداری و پرورش ما را به عهده گرفت.
تحصیلات خود را در چه زمانی و از کجا آغاز کردید؟
در سال 1321 وارد دبستان ابن سینا شدم . این دبساان نزدیک میدان حر فعلی بود. تمام دوران تحصیلات ابتدایی را در این مدرسه گذراندم . مدیر دبستان ، مرحوم خلیق رضوی بود که دخترش هم به ما درس می داد . هر دو ، از افراد دلسوز بودند و در تعلیم و تربیت به ما درس می داد . هر دو ، از افراد دلسوز بودند و در تعلیم و تربیت دانش آموزان تلاش و کوشش زیادی می کردند. از این رو ، مقدمه کار درست شروع شد و پایه ما هم قوی شد . در سال 1327 (هـ . ش) وارد دبیرستان شرف شدم. در این دبیرستان هم معلمان خوبی داشتیم . چهره دکتر نصرالله حاج سید جوادی ، معلم شیمی سال آخر دبیرستان هنوز هم در ذهنم است . در سال 1333(هـ . ش ) موفق به اخذ دیپلم در رشته طبیعی شدم . در آن زمان ، آزمون ورودی دانشگاه ها به طور سراسری برگزار می کرد . من در آزمون رشته پزشکی و آزمون رشته شیمی شرکت کردم که در رشته شیمی دانشکده علوم دانشگاه تهران قبول شدم . در آن زمان ، دانشسرای عالی (دانشگاه تربیت معلم ) از بین دانشجویان رشته های مختلف علوم چند نفر را برای دبیری انتخاب می کرد. آنها تعهد می دادند که پس از فارغ التحصیل شدن ، دبیر آموزش و پرورش بشوند و در قبال این تعهد ، کمک هزینه دریافت می کردند . من یکی از افرادی بودم که برای رشته دبیری شیمی هم پذیرفته شدم. درسهای روان شناسی و علوم تربیتی را در دانشسرای عالی می گذراندم، ولی کار اصیلم در دانشکده علوم دانشگاه تهران بود . در سال 1336 (هـ . ش) ، پس از گذشت سه سال ، از دانشگاه تهران در رشته شیمی فارغ التحصیل شدم و در ضمن به عنوان لیسانس دانشسرای عالی هم شناخته شدم. در آن زمان ، مرحوم دکتر محمود حسابی رییس دانشکده علوم و نماینده مجلس بود . ایشان برای این که بتواند برای دانشکده علوم و نماینده مجلس بود . ایشان برای این که بتواند برای دانشکده علوم ذخیره علمی فراهم کند، در مجلس تلاش بسیار کرد و موفق هم شد؛ زیرا توانست قانونی را بگذراند تا دانشجویان رتبه اول که تعهد دبیری دارند ، به جای خدمت در آموزش و پرورش ، در دانشگاه علوم و نماینده مجلس بود . ایشان برای این که بتواند برای دانشکده علوم ذخیره علمی فراهم کند ، در مجلس تلاش بسیار کرد و موفق هم شد ؛ زیرا توانست قانونی را بگذراند تا دانشجویان تربه اول که تعهد دبیری دارند ، به جای خدمت در آموزش و پرورش ، در دانشگاه تهران مشغول کار شوند . با استفاده از این قانون ، من در بخش شیمی معدنی دانشکده علوم مشغول کار شدم و چون افرادی که تعهد دبیری داشتند از خدمت معاف بودند ، من هم از خدمت سربازی معاف شدم . کار من در دانشکده علوم ، اداره آزمایشگاه بود . در آن زمان ، ساختمان دانشکده علوم در میدان بهارستان ، نزدیک سازمان برنامه و بودجه بود که بعدها همین ساختمان در اختیار دانشکده علوم اجتماعی تهران قرار گرفت.
در چه سالی دانشکده علوم به ساختمان فعلی منتقل شد؟
در سالهای آخر ، کلاسهای ما در ساختمان فعلی تشکیل می شد؛ ولی از سال 1336 ، دانشکده علوم به طور کامل به ساختمان فعلی منتقل شد. در آن زمان ، مرحوم دکتر هشترودی رییس دانشکده علوم بود. ایشان در سال 1337 ، وقتی که من در آزمایشگاه مشغول کار بودم ، مرا خواست و گفت : «برای اعزام دانشجو به آمریکا ، بورس گذاشته اند . اگر شما مایل هستید ، می توانید در امتحان آن شرکت کنید.»
من هم با معرفی دانشکده در این امتحان شرکت کردم و پذیرفته شدم . در سال 1338 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و تحصیلات خود را در دانشگاه پنسیلوانیای فیلادلفیا ، در رشته شیمی معدنی دنبال کردم . پس از چهار سال تلاش مداوم ، موفق به اخذ درجه دکترای شیمی شدم . در سال 1342 ، به کشور بازگشتم و در دانشگاه تهران مشغول به کار شدم.
چطور به رشته شیمی علاقه مند شدید؟
من به همه دروس علاقه داشتم ؛ ولی چون فکر می کردم ککه در رشته شیمی استعداد بیشتری دارم ، در این رشته ادامه تحصیل دادم.
نمرات درسی شما در دوران دبیرستان در چه حدودی بود؟
من در تمام دوران تحصیل و از جمله در دوران دبیرستان ، دانش آموز جدی و خوبی بودم و به دروس علمی علاقه داشتم.
فکر می کنم در دوره دبیرستان، نفر دوم کلاس بودم.
در دوران دبیرستان، چه کسانی همکلاس شما بودند؟
فقط آقای دکتر شادان را به یاد دارم که الان استاد دانشکده پزشکی در رشته فیزیولوژی است . ما با ایشان در یک محل زندگی می کردیم.
در دوره جوانی ، اوقات فراغت خود را چگونه سپری می کردید؟
در دوره جوانی ما ، نه در مدرسه و نه در خارج از مدرسه ، امکانات تفریحی نبود و ما فقط گاهی به سینما می رفتیم . گاهی هم روزهای آخر هفته ، به اطراف تهران می رفتیم . در آن زمان ، شهر تهران این قدر که امروز گسترده شده است ، گسترده نبود و به آسانی می توانستیم به اطراف تهران برویم و از هوای خوب استفاده کنیم.
چه خاطراتی از دوران جوانی دارید؟
در آن زمان ،جریانهای سیاسی کشور مثل حزب توده حزب پان ایرانیست و ... خیلی فعال بودن . به همین دلیل گاهی دانش آموزان به جای یکدیگر می افتادند و حتی همدیگر را در داخل آب حوض مدرسه می انداختند.
در زمانی که شما مشغول تحصیل بودید ، روابط معلم و شاگرد چگونه بود؟
عرض کردم که من در دبیرستان شرف درس می خواندم و معلمان خیلی خوبی هم داشتیم. آنها خیلی مقتدر و حاکم مطلق بودند. در واقع ، ما از سایه آنها هم می ترسیدیم . یادم است ، در دانشگاه که بودیم ، استادی داشتیم به نام دکتر شیروانی که وقتی می خواست به سرکالس بیاید، مستخدم (مرحوم غزنوی) پیشاپیش می آمد و بچه ها را خبر می کرد تا همه آماده شوند . در آن زمان ، اگر استادی ، دانشجویی را بی دلیل هم رد می کرد ، کسی نمی توانست اعتراض کند . در صورت اعتراض هم رسیدگی نمی کردند . استاد دانشگاه تا این اندازه قدرت داشت.
اقتدار اساتید دانشگاه از کجا ناشی می شد؟
چون یک دانشگاه تهران بود و تعداد معدودی استاد که اکثر آنها هم از نظر علمی خیلی خوب بودند و دانشگاه به این اساتید نیاز داشت البته دانشگاه در آن زمان مستقل بود ـ کسی نمی توانست به رییس دانشگاه زور بگوید . ریسس دانشگاه هم زیر بار کسی نمی رفت . آنها احساس استقلال می کردند . روسای دانشکده ها را هم استادان انتخاب می کردند و این امر به آنها قدرت می بخشید.
چه کسانی اساتید دانشکده علوم بودند؟
دکتر شیروانی استاد شیمی بود و آقایان دکتر رادفر، دکتر برومند ، دکتر شیخ و دکتر توسیلی بترتیب اساتید شیمی صنعتی ، شیمی تجزیه ، شیمی آلی و شیمی و فیزیک بودند . در حال حاضر ، فقط دکتر شیخ و دکتر توسلی در قید حیات هستند .
در سال 1370 جنابعالی به عنوان شیمیدان برجسته سال انتخاب شدید، لطفا در این زمینه نیز توضیح بفرمایید.
انجمن شیمی و مهندسی شیمی ایران هر سال بر اساس ضوابطی یک نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها را به عنوان شیمیدان برجسته معرفی می کند. سنوات خدمت در دانشگاه ، میزان تحقیق ، تالیف و ترجمه و ارائه مقالات علمی ملاکهای انتخاب شیمیدان برجسته سال است . در سال 1370 ، بر اساس این ضوابط و معیارها بود که بنده به عنوان شیمیدان برجسته سال معرفی شدم.
هشت ماهه بودم که پدرم فوت کرد و از نعمت داشتن پدر محروم شدم و مسئولیت نگهداری و پرورش ما را مادرم به عهده گرفت .
در آن زمان مرحوم خلیق رضوی مدیر دبستان ابن سینا بود که دخترش هم به ما درس می داد . حقیقتا هر دو از افراد دلسوز بودند و در تعلیم و تربیت دانش آموزان تلاش و کوشش زیادی می کردند .
من به همه دروس علاقه مند بودم ، ولی چون فکر می کردم که در رشته شیمی استعداد بیشتری دارم ، در این رشته ادامه تحصیل دادم.
مطالب و محتوای دروس شیمی را نمی توان با حفظ کردن یاد گرفت.
چند اثر علمی ـ پژوهشی از شما منتشر شده است؟
در طول خدمات دانشگاهی خود ، 14 مقاله تحقیقی در زمینه شیمی در مجلات معتبر بین المللی به چاپ رسانده ام . حدود 30 مقاله علمی هم از بنده به صورت تالیف یا ترجمه در مجلات مرکز نشر دانشگاهی ، رشد ، گنجینه و «شیمی و مهندسی شیمی ایران» چاپ شده است . بیش از 20 جلد در زمینه شیمی به طور انفرادی و با همکاری چند تن از استادان دانشگاه ها به صورت تالیف یا ترجمه نوشته ام که از بین آنها ، کتاب « مبانی شیمی معدنی » به عنوان کتاب برگزیده سال 1364 انتخاب شده است.
اولین کتابی که از شما چاپ شد ، چه عنوانی داشت؟
اولین کتابی که کار کردم ، در زمینه شیمی معدنی به نام شیمی کوردیناسیون » بود که با هزینه شخصی خود در چاپخانه علمی (ناصر خسرو) چاپ شد و قیمت آن 120 ریال بود . البته با همین مبلغ هم تهیه آن برای دانشجویان آن زمان سخت بود . این کتاب در سال 1345 هـ . ش منتشر شد . در آن زمان با کمبود کتاب روبه رو بودیم . من هم احساس کردم که یکی از کارهای ضروری ، نوشتن کتاب است . به همین دلیل ، این کتاب را تهیه و در 120 صفحه منتشر کردم.
بعد از انتشار اولین کتاب ، یکی از همکاران دانشگاهی ضرورت ترجمه یک کتاب در زمینه شیمی عمومی را مطرح کرد . سپس ،ل شیمی برای دانشگاه » را با همکاری او در دو جلد ترجمه و منتشر کردیم . این دومین کتابی بود که آن زمان از من منتشر شد . کتابهای «شیمی فلزات» «شیمی نافلزات» «عناصر نیم رسانا» نیز اسامی سه کتاب دیگر است که به عنوان کتابهای کمک آموزشی برای دانش آموزانی تهیه کرده ام که می خواند آگاهی خود را از سطح کتابهای درسی بیشتر افزایش دهند.
برای نوشتن کتابهای درسی دانش آموزان دوره متوسطه ، از چه زمانی با سازمان کتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش مشغول همکاری شدید و تا کنون چند کتاب درسی تالیف کرده اید؟
حدود 20 یا 25 سال پیش بود که یک روز آقای مرتضی خلخالی ، کارشناس شیمی در سازمان کتابهای درسی از من خواست تا برای تهیه کتابهای درسی در رشته شیمی با این سازمان همکاری کنم . من از این پیشنهاد استقبال کردم . با همکاری آقایان خلخالی و مهربان ، کتابهای شیمی سال دوم و سوم دوره متوسطه را تهیه کردیم ، این کتابها هر سال تجدید چاپ می شد . بعد از این که مقرر شد نظام آموزش متوسطه متحول شود و موضوع نظام جدید آموزش متوسطه مطرح شد ، آقای دکتر قاضی مقدم که از دوستان بنده و از اساتید دانشگاه است ، به من گفت : «مسوول تجدید نظام آموزش متوسطه در نظر دارد که برای کتابهای شیمی ، بر اساس مقاطع تحصیلی(سه سال دوره متوسطه و یک سال دوره پیش دانشگاهی ) برنامه ریزی جدیدی انجام دهد و نیاز به همکاری شماست.»
در نتیجه با آنها همکاری کردم و یک برنامه ریزی جدید برای کتابهای درسی شیمی انجام دادیم . پس از تصویب در شورای آموزش برنامه های درسی ، چهار کتاب جدید هم تدوین و چاپ کردیم . کتاب شیمی جنبه عمومی دارد و برای دانش آموزان سال اول دوره متوسطه است. کتابهای شیمی دو و شیمی سه برای دانش آموزان سال دوم و سال سوم رشته های تجربی و ریاضی ، و کتاب شیمی پیش دانشگاهی برای دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی است.
لطفا بفرمایید که علم شیمی چیست و چه اهدافی دارد؟
شیمی ، علم شناخت مواد و تغییراتی است که می توان روی مواد مختلف انجام داد تا از آنها بهتر استفاده شود.
بی شک ، جنابعالی یکی از اساتید برجسته و موفق در رشته شیمی هستید و تجارب بسیار ارزشمندی در این زمینه دارید لطفا بفرمایید که دانش آموزان چگونه مطالب شیمی را مورد مطالعه قرار دهند تا محتوای کتابهای درسی را راحت تر و بهتر بفهمندو درک کنند؟
مطالب و محتوای دروس شیمی را نمی توان با حفظ کردن یاد گرفت . شیمی ، را مورد مطالعه قرار دهند.
یکی از این اصول که در تدوین کتابهای درسی هم به آن بخوبی توجه شده است ، آشنایی با ساختار اتم است . تمام ترکیبات مختلفی که با آنها سروکار داریم ، از اتصال اتمهای مختلف به وجود آمده اند. بنابراین ، باید در درجه اول ساختار اتم را بشناسیم و بدانیم که اتمها چگونه با هم پیوند می خورند . در کتاب سال دوم دبیرستان ، ساختار اتم با ساده ترین روش بیان شده است.
یکی دیگر از اصول و مفاهیم اولیه شیمی ، آشنایی با چگونگی واکنشهای شیمیایی است . بعضی واکنشهای شیمیایی بسیار سریع صورت می گیرد ؛ مانند نزدیک کردن شعله کبریت به بنزین که بسرعت موجب مشتعل شدن بنزین می شود . به این ترتیب ، دانش آموز متوجه می شود که بنزین ماده فرار و آتشگیری است . ولی واکنشهای شیمیایی دیگری نیست و به صورت تدریجی و کند انجام می شود . آهن ماده ای است که بمرور زمان خورده می شود و زنگ می زند . خورده شدن آهن ، همان تبدیل شدن آهن به اکسید آهن است که یک واکنش شیمیایی است ؛ ولی برخلاف واکنش بنزین که بسیار سریع اتفاق می افتد ، واکنشی تدریجی و کند دارد . بنابراین ، دانش آموز باید بداند که هر ماده ای ، به چه سرعتی واکنش نشان می دهد و سرعت واکنش به چه عواملی بستگی دارد.
نکته بعد این است که درک مطالب شیمی با انجام آزمایش بسیار آسانتر می شود و باید این درس را با انجام آزمایش تدریس کرد. انجام آزمایش موجب می شود که دانش آموز هم مطالب را خوب بفهمد و هم این که مطالب در ذهن او بیشتر و بهتر باقی بماند.
اگرچه امکان برخورد تجربی و عملی با علم شیمی برای عده ای از دانش آموزان فراهم نیست ، ولی توصیه من این است که وزارت آموزش و پرورش در مناطق مختلف آموزشی ، آزمایشگاه های مجهز را نه تنها در رشته شیمی ، بلکه در سایر رشته ها مانند فیزیک و زیست شناسی فراهم سازد. یکی از وظایف دبیران شیمی هم این است که سعی کنند مطالب کتاب را برای دانش آموزان خیلی خوب توضیح دهند تا آنها محتوی درس را خوب بفهمند . وظیفه دانش آموزان نیز این است که تلاش کنند تا مطالب کتاب را بخوبی یاد بگیرند و نه این که حفظ کنند.
برای این که دانش آموزان در آزمون سراسری بتوانند تستهای بخش شیمی را خوب پاسخ دهند ، چه پیشنهادهایی دارید؟
دانش آموزانی که می خواهند در آزمون سراسری شرکت کننده ، باید اصول و مفاهیم کتابهای شیمی دوره متوسطه را به طور عمقی یاد بگیرند تا بتوانند به آسانی پاسخ صحیح سوالهای کنکور را پیدا کنند.
علم شیمی چه نقشی در زندگی بشر دارد؟
علم شیمی در تمام موارد زندگی بشر اثر دارد و اگر بگوییم که جایی را نمی توان یافت که علم شیمی در آن بی اثر باشد ، اغراق نکرده ایم . اگر کیفیت زندگی مردم بهبود یافته ، حاصل رعایت بهداشت است که علم شیمی در این رابطه بی تاثیر نبوده است. اگر امروز برای درمان بسیاری از بیماریها راه و چاره ای یافته ایم ، در کنار استفاده از علم شیمی این امکان فراهم شده است . بخش زیادی از زندگی بشر وابسته به محصولات کشاورزی است و برای رشد محصولات کشاورزی به کود و سم که محصول علم شیمی است ، نیازمندیم. کشور ما منابع عظیم گاز و نفت و معادن بزرگ و پرارزشی دارد. امروز ، اکثر صنایع کشورمان مثل صنایع نفت ، گاز ، پتروشیمی ، آلومینیوم، مس ، فولاد و صنایع مواد غذایی به گونه ای با شیمی سروکار دارند.
یکی از عوامل موفقیت ، داشتن صداقت در کار است . انسان هر کاری را باید با صداقت و درست انجام دهد.
توصیه من به جوانان و نوجوانان کشور این است که نه تنها در کار علمی ، بلکه در هر کاری از روی تعقل ، حوصله و پیگیری جلو بروند .
بزرگان ما تجارب بسیار مفیدی برای جوانان دارند و جوانان باید سعی کنند ضمینه استفاده از تجارب این عزیزان ، به طور سنجیده و نه از روی هوا و هوس، وارد کارها شوند.
به نظر جنابعالی ، شناخت علوم و به طور خاص علم شیمی چه اثری در باورهای دینی انسان دارد؟
با شناخت و مطالعه علوم ، دید انسان نسبت به خلقت و درنتیجه خالق هستی وسیع می شود . همچنین توجه را به قدرت بزرگترین درهستی جلب می کند. با این توجه ، انسان بخوبی در می یابد که جهان با این عظمت و با این سیر طبیعی باید خالقی داشته باشد که جز خدا هیچ کس نمی تواند خالق آن باشد. تمام چرخه های موجود در طبیعت ، بیانگر این موضوع است . برای مثال ، شما نیتروژن را ملاحظه کنید ! بعضی از گیاهان در ریشه هایشان غددی دارند که نیتروژن هوا را می گیرند . به مواد نیتروژندار مفید در خاک تبدیل می کنند . همین که این مواد مصرف می شوند ، دوباره به طبیعت بر می گردند و این چرخه مرتب تکرار می شود . این ، یک پدیده طبیعی است و از ابتدای خلقت ، قوانینی بر آن حاکم بوده است . چرخه کربن و چرخه اکسیژن هم همین طور هستند . ما اکسیژن را استنشاق می کنیم و بر اثر آن موادی در بدن ما می سوزد . کربن حاصل را گیاهان با انرژی خورشید به مواد قندی تبدیل می کنند و این چرخه همواره ادامه دارد . اینها همه ، تغییرات شیمیایی و چرخه های منظمی هستند که به شکل طبیعی و به طور منظم انجام می شوند ؛ در واقع همه بیانگر وجود قوانین حاکم بر حرکت پدیده ها هستند . آشنایی با علوم و بخصوص با این حرکات منظم طبیعت ، همواره برای من جالب توجه بوده است و نقش بسیار مثبتی در باورها و اعتقادات من داشته است.
اگر امکان می داشت که با تجارب فعلی به دوران جوانی برگردید ، چه می کردید؟
باز هم دنبال علم می رفتم . من معتقدم که خمیره و جوهره ام طوری است که مرا به طرف علم می کشاند . اتفاقا یک بار دخترم که دانشجوی پزشکی است ، می گفت : « من گاهی فکر می کنم که راهم غلط است.»
شاید علتش این بود که ایشان یک بار از تلویزیون دیده بود که هنرپیشه های سینما خیلی تشویق می شوند و جوایز هنگفتی به آنها می دهند . من در جوابش گفتم : «اگر یک بار دیگر هم شما را به مدرسه بفرستم ، استعداد و خمیره ات طوری است که باز هم به این راه گرایش پیدا می کنی».
آیا شما هیچ وقت آرزو کرده اید که کاش در راه دیگری جز این راه می بودید؟
من هیچ وقت از راهی که در آن هستم ، تاسفا نخورده ام و همواره به آنچه که پیش آمده است ، راضی و قانع بوده ام به هیچ کس هم غبطه نخورده ام .
به نظر شما ، انسانهای موفق چه ویژگیهایی دارند ؟ یا به عبارت دیگر ، جوانان امروز باید چه ویژگیهایی داشته باشند تا در زندگی آینده موفق شوند؟
اگرچه برخی شرایط در موفقیت انسان اثر دارد ، ولی عامل موفقیت هر کس خود او است . او باید در زندگی به گونه ای برنامه ریزی کند که موفقیت خود را در زندگی تضمین کند . انسان در درجه اول باید در کارها جدی و تا حد توان دقیق باشد . اگر کمی کارها را سرسرسی بگیرد ، در زندگی موفق نمی شود . نکته بعد ، داشتن برنامه و نظم در زندگی است . انسان باید در زندگی برنامه داشته باشد و از این شاخ به آن شاخ نپرد . یکی از دلایل موفق نشدن ما در مسائل آموزشی قبل از پیروزی انقلاب این بود که برنامه مدونی نداشتیم ؛ برای مثال فصلهای درس شیمی معدنی را پیش از انقلاب ببینید . ولی ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و انقلاب فرهنگی ، کار آموزش ما در دانشگاه ها از موفقیت بیشتری برخوردار بوده است و چون برنامه داشته ایم .
یکی دیگر از عوامل موفقیت ، داشتن صداقت در کار است . انسان هر کاری را باید با صداقت و درست انجام دهد ؛ مثلا اگر معلم است ، خوب تدریس کند و حق مطلب را به درستی ادا کند.
چه پیامی برای جوان کشور دارید ؟
توصیه من به جوانان و نوجوانان کشور این است که نه تنها در کار علمی ، بلکه در هر کاری از روی تعقل ، حوصله و پیگیری جلو بروند . انسان نباید زود تسلیم شود؛ بلکه باید صبر داشته باشد . کار علمی و بخصوص کار تجربی احتیاج به صبر و حوصله و پیگیری دارد. در واقع صبر و حوصله رمز موفقیت بسیاری از کارهاست.
پیام دیگر من این است که در هر کاری که به آن علاقه مند هستند (کار هنری ، فنی ، معلمی و ...) وارد شوند و در انجام آن کار جدی باشند .
نصیحت دیگر من این است که حرف بزرگترها را جدی بگیرند . بزرگان ما تجارب بسیار مفیدی برای جوانان دارند. جوانان سعی کنند که با استفاده از تجارب آنها ، به طور سنجیده (نه از روی هوا و هوس) وارد کارها شوند.

شما در مجموع زندگی را چگونه دیده اید؟
تمام جوانب زندگی اعم از شیرین و تلخ برایم آموزنده بوده است . من مدت زیادی است که ناراحتی قلبی دارم ؛ ولی با آن در زندگی ساخته ام .
در چه سالی ازدواج کردید و الان چند فرزند دارید؟ آنها چه می کنند؟
من در سال 1349 ازدواج کرده ام . یک دختر دارم که 23 سال سن دارد و دانشجوی پزشکی است.
شما اشاره کردید که در هشت ماهگی پدرتان را از دست دادید . در آن شرایط ، چه کسی موولیت زندگی را بر عهده داشت و مشوقان شما در ادامه تحصیل چه کسانی بودند؟
بعد از مرگ مرحوم پدرم ، مسوولیت عمده بر دوش مادرم بود . برادرم هم به دلیل مشکلات مالی ما ، خیلی زود (بعد از اخذ دیپلم ) مشغول کار شد .
مشوقان اصلی من در ادامه تحصیل ، مادرم ، برادر و معلمان خوب مدرسه ام بودند . مرحوم برادرم (خدا رحمتش کند) هشت سال از من بزرگتر بود . او خیلی سختگیری می کرد تا من در کارم جدی باشم . من هم در بچگی از ایشان خیلی حساب می بردم.