نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: خلاقیت

  1. #1
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb خلاقیت

    دانشمندان تعاریف متعدد و متنوعی را برای خلاقیت بیان کرده اند که غالباً هرکدام از آنها به نوعی روشنگر بعدی از ابعاد فرایند مهم خلاقیت است. از مجموع تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که :
    " خلاقیت عبارت است از به کار گیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید"
    لذا خلاقیت محدود به فعالیت خاصی نیست و میتواند در هر نوع فعالیتی صورت بگیرد.

  2. #2
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    تفاوت نوآوری و خلاقیت

    غالب صاحب نظران بر این باورند که میان نوآوری و خلاقیت تفاوت هایی وجود دارد . شاید بتوان عمده ترین تفاوت میان این دو را اینگونه بیان کرد :
    خلاقیت و نو آوری
    خلاقیت اغلب به توانایی و قدرت ایجاد فکر( ایده ) های جدید و نو گفته می شود.
    نوآوری معمولاً به معنی به کار گیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است. نوآوری در یک سازمان میتواند یک محصول جدید ، خدمت جدید یا یک راه جدید انجام کارها باشد.
    شایان ذکر است که نو آوری ، گاهی کاربرد یک فن قدیمی در حل مسئله است که هرگز از آن استفاده نشده است.
    از مقایسه فوق می توان استنباط کرد که سازمان ها نه تنها ایده های جدید را در مسیر نیازهای سازمانی ایجاد می کنند بلکه به آنها جنبه کاربردی بخشیده و در روند فعالیت های سازمانی به کار گیری می کنند.

  3. #3
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb اهمیت خلاقیت در سازمان ها

    عصر ما عصر تغییرات و دگرگونی هاست . سازمانها ، خرده سیستمهایی از نظام جامعه هستند که تحت چنین شرایطی از دگرگونی مشغول فعالیت هستند. بدون تردید این سازمانها برای تامین موقعیت و تداوم حیات خود ناگزیر از اعمال این دگرگونی ها و بازسازی مستمر خود هستند. بازسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این هدف انجام می شود. بدون بازسازی، سازمان نمی تواند دوام زیادی بیاورد.
    خلاقیت برای بقای هر سازمانی لازم است. در طی زمان سازمانهای غیر خلاق از صحنه محو می شوند و اگر چه چنین سازمانی ممکن است در عملیاتی که در یک مقطع از عمر خود درگیر آن است موفق باشد ولی سرانجام مجبور به تعطیلی یا تغییر سیستم می شود. تغییر نیاز مشتریان و تغییرات محیطی منشاء اصلی ضرورت ایجاد تغییر در سازمانهاست. این تغییر ممکن است در محصول ، خدمت ، فناوری ، ساختار تجاری، روابط کارگری و یا در هر قسمت دیگرباشد ، انچه در دهه های اخیر تازگی دارد سرعت تحولات شگفت انگیز در زمینه های مختلف است . انچه که امروز بیشتر از گذشته بر سازمان ها اشکار گشته است ، ضرورت پیش بینی راه هایی است به جهت رفع نیازهایی که ممکن است ، در آینده به دنبال تغییراتی احتمالی پدیدار شود که هر سازمانی یا باید از پیش خود را برای چنین تغییراتی آماده سازد یا اینکه خطر مواجهه با وضعیت بحران واقعی را بپذیرد.
    بدون تردید برای رفع نیازهای اینده یک سازمان ، نیاز به برنامه های واقع بینانه می باشد و لازمه این امر به کارگیری فکرهای جدید در برنامه های مدیریتی است . هر برنامه ریزی بسیار موفق، نیاز به صدها فکر و ایده کاربردی دارد. موفقیت نهایی و در بعضی از موارد بقای خود سازمان به توانایی برنامه ریزی در ایجاد و به کار گیری فکرهای جدید بستگی دارد. در اینجا خلاقیت با ساختن و یافتن فکرهای جدید و نوآوری در کاربرد فکرها، نقش به سزایی می تواند داشته باشد. البته همانگونه که اشاره شد از نظرگاه مدیریتی خلاقیت صرف ، کافی نیست . فکر باید به عمل دراید و این با برنامه ریزی میسر است . دست آخر اینکه امروزه طبق نظریه های جدید مدیریتی یکی از مهمترین عناصر و وظایف مدیریت ایجاد زمینه لازم برای بروز خلاقیت ها و نواوری ها به منظور ایجاد تغییر و تحول در سازمان ها جهت همگام شدن با محیط غیر قابل پیش بینی است. به هر حال امروزه مدیریت خلاقيت و نواوری یکی از مهمترین اجزای مدیریت در سازمانهاست.

  4. #4
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb چه کسانی میتوانند خلاقیت و نوآوری کنند؟

    پژوهش های انجام شده توسط دانشمندان روانشناسی نشانگر این واقعیت است که خلاقیت یک خصیصه ذاتی نیست، بلکه یک سری ویژگی ها ، مهارت ها ، قابلیت ها و توانایی های اکتسابی است که در جریان آموزش ، تعامل و یادگیری حاصل می شود. به همین دلیل بعضی از تحلیلگران با استناد به جنبه دینامیک و مولد بودن این مهارت ها ، برنامه هایی را برای افزایش خلاقیت پیشنهاد داده اند که در این برنامه ها بر عواملی از قبیل ذهن انگیزی توجه دارند.
    پس با این توضیح هر انسان مدیر یا غیر مدیری می تواند خلاق باشد به شرط انکه ذهن خود را از پیش فرض ها و الگوهای ذهنی ازاد سازد و موانع خلاقیت را از پیش رو بردارد.
    مک کینان2 در ضمن تحقیقاتی که پیرامون خلاقیت انجام داد به این نتیجه رسید که در مورد کسانی که دارای بهره هوشی 120 ( توانایی فعالیت در سطح دانشگاه) تا محدوده نبوغ می باشند ، ارتباطی بین هوش و خلاقیت وجود ندارد. به عبارت دیگر افراد فراوانی هستند که دارای هوش معمولی و خلاقیت بالا هستند و در مقابل افراد هستند که هوش فوق العاده ای دارند ولی از خلاقیت بی بهره اند. بارون3 و همکارانش تحقیقات گسترده ای پیرامون افراد خلاق به عمل آوردند، آنها نمونه هایی از افراد خلاق در تخصصها و مشاغل مختلف برگزیده و به بررسی آنها پرداختند. آنها به ویژگی و خصایصی دست یافتند که به دفعات همراه با خلاقیت در افراد خلاق ظاهر شده اند از این میان بیش از 30 خصیصه ، مهم ترین آنها به قرار زیر بودند:
    1- سلاست ذهنی ( یعنی توانایی گردآوری فکرها و ایده های متنوع و متعدد در مورد یک مسئله و ایجاد صورت بندی های مختلف از انها و بیان آنها به گونه ای مطلوب ) ؛
    2- توانایی تولید سریع شمار فراوانی از ایده های متنوع ؛
    3- توانایی آفریدن ایده های مکرر و غیر معمول ؛
    4- توانایی تشخیص و جداسازی منبع (گوینده) و محتوا ( گفته) در ارزیابی اطلاعات ؛
    5- توانایی برجسته شدن ، به چشم آمدن و کمی تفاوت داشتن با دیگران ؛
    6- به استقبال مشکلات رفتن ؛
    7- پشتکار در تعقیب مشکلات* در هر جا ؛
    8- به تعویق انداختن قضاوت و عدم تعهد و پایبندی زودهنگام ؛
    9- تمایل به صرف وقت در مورد تجزیه و تحلیل و اکتشاف ؛
    10- صادقانه ارزش قائل شدن برای موضوع های فکری و ذهنی .

    فرد خلاق نوعاً هر چیزی را از دیدگاه های گوناگون بررسی می کند ، معمولا نسبت به وضعیت موجود احساس نارضایتی میکند .یا قویا معتقد است که روش های جاری انجام کار را میتوان بهبود بخشید.
    گری ای استینر برخی از ویژگی های یک فرد خلاق را اینگونه بر می شمرد :
    1- مسائل و وضعیت هایی را می بیند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فکرهای بکری را ارائه می دهد ؛
    2- ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهد و انها را بر مبنای وضعیتشان مورد بررسی قرار میدهد ؛
    3- معمولا چندین بدیل ( جایگزین) برای هر موضوع معین دارد . به عبارتی سلاست فکر دارد ؛
    4- نسبت به پیش فرض های قبلی تردید میکند و محدود به رسم و عادت نمی شود( استقلال فکر ی دارد) ؛
    5- فی البداهه از قوای احساسی ، ذهنی و بینشی مدد میگیرد و استفاده میکند ؛
    6- در فکر و عمل از انعطاف بالایی برخوردار است.

  5. #5
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb عوامل بازدارنده خلاقیت ( موانع خلاقیت)

    در راه بروز و ظهور خلاقیت موانعی وجود دارد که در اینجا تنها به موانع اصلی به اختصار اشاره میکنیم.
    1- عدم اعتماد به نفس ؛
    2- ترس از انتقاد و شکست ؛
    3- تمایل به همرنگی و همگونی ؛
    4- عدم تمرکز ذهنی .
    آزاد ساختن توان خلاقیت و به کار گیری فکر های نو در گرو پیروزی بر موانع مذکور است. همه ما عادت زده ایم و تمایل داریم روش های موجود انجام کارها که طی زمان ازموده شده و به صورت روش های ثابت در آمده را بپذیریم.
    صرفاً کسانی می توانند قوه خلاقیت را در خود ایجاد و شکوفا نمایند که از تبعیت کورکورانه بپرهیزند ، از سلاست فکر و ذهن برخوردار باشند ، با اعتماد به نفس ایده خود را طرح نمایند و از انتقاد و شکست هراسی به خود راه ندهند.

  6. #6
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb خلاقیت از دیدگاه روانشناسی و سازمانی

    از دیدگاه روانشناسی یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن خلاقیت است ، تفکر فرد یعنی فرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات ونهادهای کسب شده موجود در حافظه دراز مدت که به دونوع تفکر همگرا و واگرا تفسیم می گردد:
    تفکر همگرا : عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات ونهادهای کسب شده موجود در حافظه بلند مدت
    تفکر واگرا: عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات ونهادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .
    که خلاقیت ونواوری را نوعی تفکر واگرا می توان نام برد وبر این اساس می توان گفت خلاقیت ارتباط تنگاتنگ ومستقیمی با قوه تخیل دارد یا به عبارتی فرایند یافتن راههای جدید برای انجام بهتر کارها وحل مسائل .
    تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی :
    خلاقیت ازدیدگاه سازمانی یعنی تولید فکر و طرح جدید برای بهبود فرایندهای سازمانی ، مثلا افزایش بهره وری سازمانی از طریف کاهش هزینه های مالی وزمانی .
    روبرت جـی استـرنبـرگ ولینـدا ای اوهـارا دربـررسی تحقیقات خود شش عامل را در خلاقیت افراد موثردانسته اند :
    1- دانش : داشتن دانش های بنیادی در زمینه های محدود وکسب تجربه وتخصص
    2- توانایی عقلانی : توانایی ارائه ایده خلاق از طریف تعریف مجدد وبرقراری ارتباط جدید در مسائل .
    3- سبک فکری : افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان ومدیریت ارشد سبک فکری ابداعی را برمی گزینند .
    4- انگیزش : افراد خلاق عموما برای به فعل درآوردن دیدهای خود برانگیخته می شوند .
    5- شخصیت : افراد خلاق عموما دارای ویژگی های شخصیتی مانند مصر بودن ، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی وداخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن می باشند .
    6- محیط: افراد خلاق معمولا در داخل محیط های حمایتی نیز امکان ظهور می یابند .
    از این دیدگاه افراد خلاق ابتدا با مسئله وفرصت آشنا شده واز طریق جمع آوری اطلاعات با مساله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند در مرحله بعد افراد خلاق روی مساله تمرکز کرده وسعی در نظم دادن به تفکرات ، اندیشه ها وتجارب وزمینه های قبلی خودجهت نیل به یک ایده نو دارد که با درگیری عمیق و فراهم کرد ن فرصت برای خود منجربه خلق وظهور ایده های جدید می شود ودر نهایت فرد خلاق تلاش می کند صلاحیت وپتانسیل خویش را به اثبات برساند .

  7. #7
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb تکنیک های خلاقیت و نوآوری

    تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. این تکنیک ها فردی و گروهی می باشند که تکنیک های فردی شامل: توهم خلاق و DOIT و تکنیک های گروهی شامل طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک های مشترک شامل اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک است. محور اصلی تمام این روش ها و تکنیک ها، شکستن قالب های ذهنی است.

    برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد بایستی فنون و تکنیک هایی رعایت گردد. محققان مختلف فنونی را ذکر کرده اند که به مهمترین آنها اشاره می شود:

    1. یورش فکری(BRAIN STORMING) یا طوفان مغزی: این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس، اس، اسبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده واستقبال مردم و سازمانها در غرب قرار گرفته که جزئی از زندگی آنها شده است، یورش فکری در واژه نامه بین المللی وبستر چنین تعریف شده است:
    اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله اعضا ارائه می گردد بیابند. یعنی هیچ انتقـادی از هیچ ایده ای جایز نیست. به هر ایده ای هرچند نامربوط خوش آمد گفته می شود.
    هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. کیفیت ایده ها بعـداً مورد توجه قرار می گیرد افـراد به ترکیـب کردن ایده ها تشویق می شوند و از آنها خواسته می شود که نسبت به ایده های دیگران اشراف پیدا کنند.
    طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.
    تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:
    طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم.
    یكی از تكنیك*های متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه*ها به صورت گروهی تكنیك تحرك مغزی است. در این تكنیك مسئله*ای به یك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته می*شود فی*البداهه و به سرعت به آن واكنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. پاسخ*ها بر روی تابلویی نوشته می*شوند به طوری كه همه اعضای جلسه می*توانند آنها را ببینند. این امر باعث می*شود تا ذهن اعضاء به فعالیت بیشتری پرداخته و جرقه*ای از یك ذهن باعث روشنی ذهن دیگری شود. اولین دلیل اثربخشی تحرك مغزی افزایش قدرت خلاقیت در گروه است، افراد در حالت گروهی بیش از حالت انفرادی قدرت تصور خلاق بروز می*دهند. رقابت نیز عامل دیگری است كه در جلسات تحرك مغزی موجب افزایش اثربخشی می*گردد. همچنین عدم وجود انتقاد و ارزیابی*های سریع باعث می*شود تا اعضای جلسه با فراغت خاطر به اظهارنظر بپردازند و محیطی مساعد برای خلاقیت ایجاد گردد. نكته دیگری كه در مؤثر بودن تحرك مغزی قابل ذكر است فی*البداهه بودن نظرات است.

    2 .الگوبرداری از طبیعت(BIONICS) : یکی از تکنیک های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته تکنیک تقلید و الگوبرداری از طبیعت است. ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه های اخیر شکل گرفته اند. برنامه ریزی های رایانه و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیتهای مغز آدمی انجام شده اند و روند فعالیتها به گونه ای است که در آینده با ادامه این کار فنون و ابزارهای بدیع و جدیدی ساخته خواهند شد.

    3.تکنیک گروه اسمی (NOMINAL GROUPING) : گروه اسمی نام تکنیکی است که نیز تا حدودی در صنعت رواج یافته است. فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛
    هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گـذارده مـی شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛
    هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند ؛ ! تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد.

    تکنیک "چرا؟":
    تکنیک "چرا" دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.

    تکنیک توهم خلاق:
    خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.

    تکنیک پی. ام.آی (P.M.I):
    یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معنی افزودن، کاستن و جالب می باشد. روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتا به نکات جالب و تازه ی آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه ی موضوع اقدام می کند. یکی از مهم ترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی ((چقدر جالب می شود اگر......)) را کامل کنیم.

    تکنیک DO IT:
    نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. و سپس ذهن را برای راه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.

    تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی:
    این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلو فر آبی می باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.

    تکنیک چه می شود اگر....؟
    به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات "چه می شود اگر...؟" استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

    تکنیک اسکمپر SCAMPER:
    این تکنیک کاربرد اصلی آن بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوالات تیپ و ایده بر انگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف واژه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است.

    حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی جانشین سازی است
    حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است.
    حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است.
    حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است.
    حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است.
    حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معنی حذف کردن است.
    حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معنی معکوس سازی است.

    تکنیک در هم شکستن مفروضات:
    یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند یا بسیاری از آنها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند و به عبارت دیگر چون آنها امری درونی هستند نمی توانیم آنها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

    تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک:
    تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. به این منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسایی و فهرست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا راه های جدید و بدیعی بیابیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، وضعیت مشتریان و بازار کالا تبیین و تدوین نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک موضوع و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر مقایسه و مرتبط نمود، می توان ابعاد اصلی و اجزای آنها را بر روی دایره ای متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آنها را با هم مقایسه و ارتباط آنها را حدس زد.

    تکنیک دلفی:
    این تکنیک در سال 1964 توسط داکلی و هلمر معرفی شد. بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد. اساس و فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد) برای رئیس گروه ارسال می کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آنها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آنها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا به دست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود.

    چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟
    1- هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود.
    2- هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند
    3- زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
    4- هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.
    تکنیک استخوان ماهی Fishbone Diagram (علت و معلول):
    یکی از روش های بسیار سودمند برای شناسایی مسائل نمودار استخوان ماهی است. نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.
    تکنیک باز گشت به مشتری:
    می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین فعالیت های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می کنیم.
    تکنیک گروه اسمی:
    فن گروه اسمی جنبه های رای دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.

    چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟
    1- با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و ده ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.
    2- می خواهید مشارکت مساوی همه ی اعضا را تضمین کنید.
    3- علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.

    تکنیک سینکتیکس:
    واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند.
    به طور کلی فرآیند به کار گیری این روش عبارت است از:
    1- شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره ی آن (شناخت جوهره)
    2- ارتباط دادن جوهره ی به دست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)
    3- کشف راه حل هایی برای موضوع مشابه (راه حل های مشابه)
    4- تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل های نهایی برای مشکل اصلی

    تكنیك خلاقیت شش كلاه تفكر
    ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق در كتاب «شش كلاه تفكر» یك روش خلاقانه ارائه می*كند و از طریق آن می*كوشد نشست افراد به دور یكدیگر را به اقدامی ثمربخش و كارا تبدیل كند. «دوبونو» سعی می*كند به كسانی كه به دور هم جمع می*شوند، بیاموزد كه به تفكر خود نظم دهند و آنگاه در این میان به راه*های خلاقانه بیاندیشند و با یك هماهنگی مدبرانه نتایج را طبقه بندی و اولویت بندی كرده و در تصمیم گیری*ها از آن استفاده كنند. اگر شما می*خواهید با تكنیك شش كلاه تفكر در جلسات قدم بگذارید، بهتر است این مقاله را بخوانید و آنگاه عمل كنید. تصور كنید به یك جلسه قدم گذاشته*اید و شما مسئول نظم*دهی، هدایت و نتیجه گیری از آن جلسه هستید. در اینجا كلاه آبی را بر سر شما خواهند گذاشت، زیرا هنگامی كه كسی كلاه آبی را بر سر می*گذارد باید به موارد زیر دقت كند:
    رنگ آبی نماد آسمان آبی رنگ است كه چتر آن بر همه جا گسترده شده است و كسی كه كلاه آبی بر سر خود می*گذارد باید بتواند افكار جاری در محیط جلسه را در ذهن خود به جریان درآورد و نظم و تمركز دهد.
    كلاه آبی همچون یك نرم افزار است كه تلاش می*كند به تفكر كردن جمع، جهت دهد و یا برنامه*ای مشخص آن را به سرانجام برساند و گویی همچون یك كارگردان تفكر ما را هدایت می*كند.
    با كلاه آبی اولویت*ها و محدودیت*ها تعیین می*شود. اكنون بر روی صندلی خود بنشینید و موضوع و یا مشكل مورد بحث را بر روی تخته سیاه بنویسید. در نخستین اقدام و با هدایت شما همه اعضا باید كلاه سفید را بر سر بگذارند و در مورد موضوع بیان شده بیاندیشند.
    هنگامی كه كلاه سفید را بر سر می*گذارید، نباید به چیزهایی كه شامل الهامات، قضاوت*های متكی به تجارب گذشته، عواطف، احساسات و عقاید است توجه كنید و تنها باید همچون یك رایانه، فقط اطلاعات ارائه كنید. حال شما باید اطلاعات به دست آمده از حاضرین در جلسه كه به واسطه تفكر با كلاه سفید ارائه شده است را جمع*بندی كنید و اعضای جلسه را وارد مرحله بعد كنید تا با گذاشتن كلاه قرمز بر سر، شروع به تفكر كنند.
    هنگامی كه حاضرین می*خواهند با كلاه قرمز در مورد موضوع مورد نظر تفكر كنند باید به نكات زیر توجه كنند: اجازه دهید احساسات و عواطف بر وجود شما حاكم شده و به زبان درآیند و هر كسی می*تواند از الهامات و دریافت*های ناگهانی خویش سخن گوید و دیگر نیازی به استدلال نیست. اگر به احساسات اجازه بروز ندهیم بدون شك ناخواسته و بدون دقت نظر، در تصمیم گیری*ها وارد شده و چه بسا سبب بروز مشكلاتی برای ما شوند.
    پس از این كه تمام نظرات اعضای جلسه ارائه شد، شما اقدام به جمع*بندی تراوشات فكری حاضران كرده و آن گاه به مرحله بعد قدم بگذارید و اجازه دهید حاضران كلاه سیاه را بر سر بگذارند. با گذاشتن این كلاه بر سر نباید احساسات منفی بدون منطق بیان شوند بلكه فرد باید دیدگاه*های منفی خود را در خصوص مشكل یا موضوع مورد بحث به صورت منطقی بیان كند. بدون شك اگر از این كلاه به خوبی استفاده شود، می*تواند ما را از مخاطراتی كه در آینده از چشمان ما دور می*ماند آگاه كند. تفكر منفی به گفته «دوبونو» جذاب است، زیرا دستاوردهای آن را می*توان به فوریت مشاهده كرد. اثبات خطای دیگران برای ما رضایت در پی دارد و حمله كردن به یك دیدگاه در ما احساس برتری می*بخشد و برعكس ستودن یك نظر سبب می*شود در خود احساس كنیم با فرد برتری روبرو شده*ایم. نتایج بحث*های ارائه شده توسط شما جمع*بندی شده و در نهایت ثبت شود و آنگاه بار دیگر اجازه دهید حاضران كلاه زرد را بر سر خود بگذارند و شروع به تفكر كنند. زرد نماد آفتاب است و آفتاب شروعی برای سازندگی، شادابی و خوش بینی است. گویی هرجا سراغ از خورشید گرفته می*شود گرمی زندگی و زایشی دیگر در میان است و تفكر مثبت باید به همراه كنجكاوی و شادمانی و سرور و تلاش برای درست شدن كارها باشد. فرد با گذاشتن كلاه زرد تلاش می*كند به نكات ارزشمند و مثبت موضوع بنگرد. اصولاً افكار سازنده به سوی مثبت گرایی تمایل دارند. یكی از تمریناتی كه فرد با كلاه زرد می*تواند انجام دهد بهره گیری از تجربیات ارزشمند گذشته است. كلاه زرد در ابتدا در صدد كشف فواید موجود در موضوع مورد بحث است و هر آنچه می*كاود، بیان می*دارد.
    اكنون بار دیگر به جمع*بندی نظرات به دست آمده بر اثر كلاه زرد بپردازید. اكنون حاضران باید كلاه سبز را بر سر بگذارند. كلاه سبز، كلاه خلاقیت است هنگامی كه افراد كلاه سبز را بر سر می*گذارند، باید به راه*های نو بیاندیشند كه می*تواند در آن موضوع مورد نظر اثرگذار بوده و به تصمیم*گیری*های خلاقانه منجر شود. هنگامی كه حاضران كلاه سبز را بر سر می*گذارند، فرصتی می*یابند كه به جست و جوی چیزهای كشف نشده هدایت كنند. حال فرصتی به حاضران دهید تا ایده*های نو ارائه كنند و آنگاه به ثبت این ایده*ها پرداخته و به جمع*بندی نظرات بپردازید. بدون شك برای خلاقانه اندیشیدن باید فرهنگ خلاقیت را بر فضای جلسه حاكم كنید. اكنون شما باید تلاش كنید كه با كلاه آبی كه بر سر گذاشته*اید به ارزیابی نتایج پرداخته و به یك جمع*بندی مناسب برسید و در نهایت در جهت حل مشكل یا پیگیری مورد نظر تصمیم نهایی را بگیرید. بدون شك هر یك از اعضا می*توانند كلاه آبی را به امانت گرفته و با آن به تفكر بپردازند و در اتخاذ تصمیمات به شما كمك كنند. در پایان شما درمی*یابید هنگامی كه جلسه را این گونه مدیریت می*كنید، دیگر تنها شاهد آن نخواهید بود كه یك فرد تنها با كلاه سیاه به جلسه قدم بگذارد و یا فرد دیگری تنها با كلاه قرمز تفكر كند؛ بلكه همه مجبورند با شش كلاه مذكور تفكر كنند و اندیشه*های ذهن خود را ارائه كنند.

    گردش تخیلی
    در سال ۱۹۶۱ روانشناسی به نام گوردون نتایج پژوهش*های ده ساله خود را در مورد افراد خلاق منتشر نمود و ضمن آن اعلام داشت كه ذهن آدمی به هنگام ابراز خلاقیت و ابتكار در یك حالت خاص روانی است كه اگر بتوانیم آن حالت را ایجاد نماییم خلاقیت امكان وجود می*یابد. او در گروه*های ایجاد خلاقیت اعضای گروه را از طریق بكارگیری یك جریان تمثیلی و استعاره*ای به گردشی تخیلی ترغیب می*نمود و در این حالت ایده*ها و نظرات بدیعی را كشف می*كرد. ذهن افراد در این گردش خیالی با دستاویز استعاره*ها به نكاتی نو كه هدف جلسه خلاقیت بود می*رسید و روابط تازه*ای را بین پدیده*ها پیدا می*كرد. آنان پدیده*هایی را كه چندان تجانسی با هم نداشتند تلفیق و تركیب می*كردند و به ایده*های جدیدی دست می*یافتند. در جلسات خلاقیت به كمك استعاره و تخیل كار تلفیق و تركیب در ذهن افراد انجام می*گرفت و از این رو روش گوردون را شیوه تلفیق نامتجانس*ها نیز نامیده*اند.
    تهییج ذهنی یا تكنیك گوردون روشی است بسیار مناسب جهت یافتن راه حل*های جدید برای مسئله و نیز برای اكتشافات علمی و فنی. این روش فرآیندی خاص و منحصر به فرد و در عین حال مؤثر دارد. واژه Synectics یك واژه یونانی بوده و مفهوم آن پیوند اجزای متفاوت و ظاهراً بی ارتباط به یكدیگر است. فرایند بكارگیری این رویكرد عبارت است از:
    شناسایی و تجزیه و تحلیل مشكل به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره آن
    كشف راه حل*هایی برای آن جوهره از طریق دیدگاه غیر مرتبط با موضوع
    تلاش برای تبدیل راه حل*های به دست آمده به راه حل نهایی.
    در جلساتی كه از این روش استفاده می*شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعی كه مطرح می*شود دقیقاً اصل موضوع نیست بلكه موضوعی نزدیك به آن است.

    تفكر موازی
    واضع این شیوه ادوارد دو بونو روش معمول تفكر را همانند حفر گودالی توصیف می*كند كه با افزایش اطلاعات فرد همان گودال را عمیق تر می*سازد و از دیدن جاهای دیگر برای حفر كردن بازمی*ماند در حالی كه تفكر موازی نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف می*سازد و اطلاعات و تجربه*های جدید صرفاً به اندیشه*های قبلی افزوده نمی*شود، بلكه آنها را تغییر داده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می*كند. یكی از راه*های تحقق تفكر موازی، ایجاد یك اندیشه واسطه غیرممكن است. این اندیشه موجب طیران فكر و ذهن شده و با تعدیل آن می*توان به اندیشه نو و عملی دست یافت. راه دیگر در تفكر موازی پیوند تصادفی است. فرض كنید كتاب فرهنگ لغت را می*گشایید و لغاتی را می*خوانید و می*كوشید تا آن را با موضوع مورد نظر پیوند داده و به نتیجه*ای برسید. در این كار شما از روش پیوند تصادفی استفاده كرده*اید.

    ارتباط اجباری
    یكی دیگر از شیوه*های آشكار ساختن خلاقیت*ها و ظاهر ساختن توانایی آفرینندگی موجود در افراد، شیوه ارتباط اجباری است. در این شیوه همان طور كه از نام آن استفاده می*شود باید بین دو گروه از پدیده*ها، ارتباطی اجباری ایجاد كرد.

  8. #8
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb فرايند و مراحل خلاقيت

    - جذب absorption": اولين مرحله جذب يا فريفته شدن نسبت به يك موضوع است كه اغلب احتياج به اطلاعات جديد دارد.
    2 - الهام "inspiration": اين مرحله بسيار سريع اتفاق مي افتد و تعريف يا مشاهده آن بسيار مشكل است . به عبارت ديگر قبل از وقوع ، از آن هيچ آگاهي نداريم . بعضي اوقات مواداوليه آن "مرحله اول " با ايده يا راه حل همراه مي شود.
    3 - آزمايش "testing": در اين مرحله ايده به وجودآمده آزمايش مي شود تا اينكه معلوم شود مفيد و مولد هست يا خير.
    4 - پالايش "refinement": در اين مرحله ايده به منظور كاربردي كردن و مصرف عملي آن اصلاح مي شود. مراحل سوم و چهارم زمان زيادي احتياج دارد تا جايي كه اديسون مي گويد استعداد يا الهام يك درصد كار است و 99% آن سخت كوشي است .
    5 - فروش "gnilles": مرحله آخر فرايند خلاقيت ، مرحله اي است كه اكثر خلاقيتها راخنثي و ناكام مي كند. اين مرحله ابتدا بايد درون سازمان اتفاق افتد به اين معني كه ابتداافراد صاحب اختيار بايد ايده را بخرند يا قبول كنند و بعد از تعهد به آن ، بايد به مشتريان خارج از سازمان ارائه كرد.
    عده اي ديگر مراحل خلاقيت را شامل چهار مرحله مي دانند كه عبارتند از:
    1 - دوره آمادگي : در اين دوره ابتدا شخص درمورد موضوع با مساله موردنظرش به جستجوي اطلاعات مي پردازد و سعي مي كند موضوع را به خوبي بشكافد تا ريشه آن رادريابد. همچنين سعي مي كند پيش فرضهاي ذهني درست و غلط درباره موضوع رابشناسد تا نهايتا به ايده هاي مختلفي دست يابد.
    2 - دوره خواب "پرورش ": چنانچه فرد بعداز دوره اول به نتيجه نرسد بعداز مدتي دچاردلسردي ، نااميدي ، عصبانيت و احتمالا شك نسبت به توانايي هاي خود مي شود. لذا دراين هنگام است كه كار متوقف مي شود حتي براي ساعتي يا هفته اي و بلكه ماهها وسالها، در اين دوران موضوع به ضمير ناخودآگاه سپرده مي شود، در اين زمان ممكن است فرد هر لحظه به راه حل مساله دست يابد مثلا هنگام خواب ، ورزش يا در مهماني و سايراوقات .
    3 - دوره بصيرت "روشني ": بعداز سپردن موضوع به ضمير ناخودآگاه ، شخص بايدحواس خود را با امواج و فركانس هاي ارسالي از آن منبع لايزال و پرقدرت تنظيم ودرواقع چشم به راه و گوش به زنگ باشد تا اشاره هاي رسيده را جذب ، ثبت و درك كند.
    4 - دوره آزمايش و ارزش گذاري : راه حلي كه در مرحله سوم به ذهن شخص مي رسددرواقع راه حلي كلي است كه لازم است ابتدا آزمايش و سپس مطابق وضع موردنيازشكل داده شود و نهايتا كاربردها

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •