در مدیریت استراتژیک سه مکتب وجود دارد
الف- مکتب طراحی یا پیش تدبیری یا تجویزی مبتنی بر سناریونویسی است که شامل طراحی رسمی و پیش بینی تدابیر تحلیلی برای تحقق هدفهای بلندمدت است و بیشتر کتابهای مدیریت استراتژیک بر اساس این مکتب می باشند و الگوی swot هم در این مکتب می باشد.
ب- مکتب توصیفی یا تجربی مکتب نوین جدید و واقع بینانه تر است از دهه 1970 مطرح شده است و بیان کننده اقدام به موقع و منطبق با شرایط جاری، تقریبا اعمال تدابیر غیررسمی و خلق الساعه است. در دنیای امروز با توجه به تغییر و تحولی که در دنیا حاکم است این مکتب تفکر مکتب قبل را قبول ندارد و به دنبال اقدام استرتژیک است.
ج – مکتب سوم که ترکیبی از این دو مکتب است مسیر و کلیات را مشخص می کنیم ولی جزئیات را تغییر می دهد همانطور که قبلا اشاره کردیم با توجه به تغییر و تحولی که در دنیای امروز حاکم است نوشتن برنامه های بلندمدت طبق مکتب پیش تدبیری دیگر معنی ندارد و دوره آن گذشته و باید بدنبال اقدام استرتژیک بود.
اقدام استرتژیک اقدام حیاتی و مهم و چند بعدی است که یکباره تصمیم گرفتن را در پی دارد تحول اساسی را در بر می گیرد و کل سازمان را شامل می شود به عبارتی بر خلاف مکتب پیش تدبیری امروز تصمیم می گیریم که چه کاری انجام دهیم بدون اینکه در برنامه باشد.
در نتیجه باید برخلاف مکتب پیش تدبیری بیان کنیم که در شرایط غیر قابل پیش بینی امروزی امکان انتخاب استراتژی دقیق و مشخص و بلندمدت وجود ندارد.
کسانیکه پیرو مکتب پیش تدبیری هستند خیلی نظریه پردازی می کنند و اهل طراحی اند. ولی در مکتب توصیفی افراد عملگرا هستند، در این مکتب کلیات وجود دارند ولی در مسیر اقدام استرتژیک وجود دارد و تصمیم بنا بر شرایط در همان لحظه است و نکته اخر اینکه طرح ریزی را نمی توان از اجرا جدا دانست بلکه اینها دو روی یک سکه هستند.