نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: تعریف مدیریت

  1. #1
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb تعریف مدیریت

    مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد.
    واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن
    در مراجعه به متون و منابع مختلف جهت دسترسي به تعريفي كامل از مديريت به تعريف هاي گوناگوني از مد يريت برخواهيم خورد كه هر كدام از آن ها داراي اشتراكات و تفاوت هايي با هم هستند. به عبارت بهتر در باره مد يريت، تعريفي كه مورد قبول عام باشد، در دست نيست. صاحبنظران و مؤلفان مديريت با هدف ها و سوگيري هاي مختلف، تعاريف گوناگوني ارائه داده اند، مي توان گفت: تقريباً به تعداد مؤلفان و نويسندگان كتب مديريت، تعري ف مد يريت وجود دارد. كه ذيلاً به تعدادي از تعاريفي كه در منابع مختلف مديريتي به عنوان تعريف مديريت ذكر شده اشاره مي شود.
    ١- هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران.
    ٢- مديريت عبارت است از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي بر اي نيل به هدف.
    ٣- مديريت را مي توان علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبري و كنترل فعاليت هاي دسته جمعي بر اي نيل به هدف هاي مطلوب با حداكثر كارايي تعريف كرد.
    ۴- مديريت فرآيندي است كه به وسيله آن كوشش هاي فردي و گروهي به منظور ني ل به هدف مشترك هماهنگ مي شود.
    ۵- پال هرسي و كنث بلانچارد مديريت را اينگونه تعريف مي كنند: كار كردن با افراد وبه وسيله افراد و گروهها براي تحقق هدف هاي سازماني.
    ۶- مديريت فعاليت به سرانجام رساندن فعا ليت ها بطور كارا و اثر بخش با و بوسيله ديگران مي باشد.
    ٧- هنري فايول مديريت را اينگونه تعريف مي كند: مديريت يعني پيش بيني و برنامه ر يزي، سازماندهي،: فرماندهي، هماهنگي و كنترل.
    ٨- مديريت عبارت است از تجهيز و بكارگيري مناسب عوامل انساني، فني، اقتصادي به منظور سازمان دادن وانجام يك سلسله اقدامات مؤثر
    از مجموعه تعاريفي كه در بالا ذكر شد مي توان تعريف ذيل را از مديريت ارائه داد:
    مديريت عبارت است از فرآيند منظم در جهت تحقق هدف هاي معين و از طريق ايجاد روابط مي ان
    منابع موجود مادي و انساني به طور كارا و اثربخش در برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل.
    همانگونه كه مشاهده مي شود در اين تعريف مي توان كليه تعار يف ارائه شده قبلي از ديدگاه صاحبنظران مختلف را مشاهده و ملاحظه نمود و به ديد و نگرش كلي در مورد مديريت دست يافت.مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد.
    واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن
    در مراجعه به متون و منابع مختلف جهت دسترسي به تعريفي كامل از مديريت به تعريف هاي گوناگوني از مد يريت برخواهيم خورد كه هر كدام از آن ها داراي اشتراكات و تفاوت هايي با هم هستند. به عبارت بهتر در باره مد يريت، تعريفي كه مورد قبول عام باشد، در دست نيست. صاحبنظران و مؤلفان مديريت با هدف ها و سوگيري هاي مختلف، تعاريف گوناگوني ارائه داده اند، مي توان گفت: تقريباً به تعداد مؤلفان و نويسندگان كتب مديريت، تعري ف مد يريت وجود دارد. كه ذيلاً به تعدادي از تعاريفي كه در منابع مختلف مديريتي به عنوان تعريف مديريت ذكر شده اشاره مي شود.
    ١- هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران.
    ٢- مديريت عبارت است از هماهنگ كردن منابع انساني و مادي بر اي نيل به هدف.
    ٣- مديريت را مي توان علم و هنر متشكل و هماهنگ كردن رهبري و كنترل فعاليت هاي دسته جمعي بر اي نيل به هدف هاي مطلوب با حداكثر كارايي تعريف كرد.
    ۴- مديريت فرآيندي است كه به وسيله آن كوشش هاي فردي و گروهي به منظور ني ل به هدف مشترك هماهنگ مي شود.
    ۵- پال هرسي و كنث بلانچارد مديريت را اينگونه تعريف مي كنند: كار كردن با افراد وبه وسيله افراد و گروهها براي تحقق هدف هاي سازماني.
    ۶- مديريت فعاليت به سرانجام رساندن فعا ليت ها بطور كارا و اثر بخش با و بوسيله ديگران مي باشد.
    ٧- هنري فايول مديريت را اينگونه تعريف مي كند: مديريت يعني پيش بيني و برنامه ر يزي، سازماندهي،: فرماندهي، هماهنگي و كنترل.
    ٨- مديريت عبارت است از تجهيز و بكارگيري مناسب عوامل انساني، فني، اقتصادي به منظور سازمان دادن وانجام يك سلسله اقدامات مؤثر
    از مجموعه تعاريفي كه در بالا ذكر شد مي توان تعريف ذيل را از مديريت ارائه داد:
    مديريت عبارت است از فرآيند منظم در جهت تحقق هدف هاي معين و از طريق ايجاد روابط مي ان
    منابع موجود مادي و انساني به طور كارا و اثربخش در برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل.
    همانگونه كه مشاهده مي شود در اين تعريف مي توان كليه تعار يف ارائه شده قبلي از ديدگاه صاحبنظران مختلف را مشاهده و ملاحظه نمود و به ديد و نگرش كلي در مورد مديريت دست يافت.

  2. #2
    سپاسگزارم مرسی از سایت خوبتون موفق باشین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •