نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: تفاوتهاي مديريت استراتژيک و مديريت بحران

  1. #1
    Administrator
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    185

    Lightbulb تفاوتهاي مديريت استراتژيک و مديريت بحران

    مديريت بحران با تلاشهايي سر و کار دارد که مي خواهد نقاط بحران خيز سازمان را شناسايي و انواع بحران را پيش بيني کند و اقداماتي را انجام دهد که از وقوع بحران پيشگيري کند و يا جلوي رويدادهايي که منجر به بحران مي شود را بگيرد و اثرات بحرانهاي غيرقابل اجتناب را تا آنجايي که امکان دارد به حداقل برساند. در حالي که مديريت استراتژيک با صورتبندي، اجرا و ارزيابي استراتژي هايي که سازمان را به هدفهايش مي رساند سروکار دارد. همچنين، زماني که محققان و طرفداران اين دو رشته را با يکديگر مقايسه کنيم مي ببينيم که اين دو رشته به صورت موازي هم هستند. اين مقايسه مي تواند در موضوعات زير صورت گيرد: سوابق تحصيلي، سوابق کاري، ديدگاههاي ذي نفعان اين دو رشته، گرايشهاي فرهنگي، پاراديم هاي غالب بر آن افراد، ساختار هدفها و ديدگاههاي آنها نسبت به محيط.
    در حالي که هم مديريت استراتژيک و هم مديريت بحران يک موضوع بين رشته اي هستند ولي مباني و سرچشمه هاي آن متفاوت از يکديگرند. کساني که در زمينه مديريت بحران فعاليت دارند و تحقيق مي کنند عموماً در زمينه هايي مانند اقتصاد، جامعه شناسي، روانشناسي، علوم سياسي، روابط عمومي، مديريت دولتي، علوم محيط زيستي، مهندسي شيمي، علوم کامپيوتري و ارتباطات فعال هستند. در مقابل، محققان و مبلغان مديريت استراتژيک در زمينه هايي مانند سياست کسب و کار، مديريت عمومي سازمان، کسب و کار و محيط آن، کسب و کار بين المللي و رفتار سازماني آموزش ديده اند. اين مباني نشان مي دهد که هر دوي اين مديريتها نوظهور هستند. به عنوان مثال، ميتراف و پاوچانت، مي گويند، اقتصاددانان بحرانها را برحسب حرکت منفي در متغيرهاي اقتصاد کلان و شکست سياستهاي دولتي مي نگرند. جامعه شناسان بحران را در بي عدالتي موجود در جامعه مي دانند، روانشناسان يک بحران را به عنوان بي هويتي افرادي و يا پوچ گرا شدن انسانها تعريف مي کنند و علم مديريت، بحران را براساس ميزان اثراتي که بر سازمان دارد، ساز و کارهايي که براي کنترل نياز است و مديريت ايمني تعريف ميکند. اگرچه در متون فعلي براي مديريت بحران، يک ماهيت استراتژيک قائل مي شوند ولي در متون قبلي اين رشته را به عنوان مديريت پديده هاي نوظهور مي دانستند که بايد تصميمات تاکتيکي و اقدامات فوري براي اداره پيامد نوظهور اتخاذ کند.ديدگاه مديريت بحران هم عوامل بالقوه سازنده و هم عوامل بالقوه مخرب سازمان، قابليت اعتماد سيستم هاي چندگانه در سازمان و نيز استفاده از تکنولوژي نوين پيچيده را مورد ملاحظه قرار مي دهد. يکي از پيامدهاي خوب اين ديدگاه تحقيق و تفحص در خصوص موارد زير است: چگونه سازمانها مي توانند محيط بيروني و اکوسيستم را تهديد کنند؟ چگونه انسانها به وقايع ناگوار پاسخ مي دهند و در مقابل آن دفاع مي کنند؟ و چگونه سازمانهايي که دائماً خود را اصلاح مي کنند مي توانند خود را حفظ کنند؟ در مقابل، طرفداران مديريت استراتژيک تمرکز دارند بر اينکه چگونه محيط براي سازمان فرصت و تهديد ايجاد مي کند و چگونه سازمان مي تواند براي خود مزيت رقابتي مداوم ايجاد کند. در حالي که عملکرد مالي از مهمترين هدفهاي مديريت استراتژيک است طرفداران مديريت بحران کيفيت، امنيت و قابليت اعتماد را به ساختار هدفها اضافه ميکنند.
    مديريت استراتژيک به دنبال منافع سهامداران، کارکنان، عرضه کنندگان، سرمايه گذاران، نهادهاي دولتي، مشتريان به عنوان عمده ترين ذي نفعان، است در حالي که طرفداران مديريت بحران موارد زير را مبناي توسعه آن مي دانند. نسلهاي آينده، گروههاي ذينفع ويژه (مانند طرفداران محيط زيست)، سياستمداران محلي، رقباي بومي، وقايع تروريستي و جامعه ستيزي. اگر بحثهاي فوق در ذهن تداعي شود معلوم مي شود که چرا اين دو رشته به صورت جداگانه تکامل و توسعه يافتند. باوجود اين تفاوتها، فرصت يکپارچه کردن اين دو ديدگاه نيز وجود دارد. ديدگاه مديريت بحران مکمل مديريت استراتژيک است و ميتواند با اضافه شدن به مديريت استراتژيک قوت و توان آن را اضافه کند. به همين منظور در بخش بعدي شباهتهاي بين اين دو تشريح مي شود.

  2. #2
    برای انجام تشریفات عروسی، تالار، عکاسی، لباس عروس و آرایشگاه به لینک های زیر مراجعه کنید

    عروس
    تالار عروسی و تالار پذیرایی

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •