برنامه ریزی استراتژیک با گرایش بازار یک فرآیند مدیریتی است که ایجاد و حفظ و تعادل منطقی بین اهداف ، منابع و موقعیتهای متغیر و متزلزل بازار محصولات شرکتها را بعهده دارد و هدف آن ایجاد یا تغییر کار و محصول شرکتها به منظور دستیابی به رشد و سود رضایتبخش است.
در عصر حاضر با در نظر گرفتن عوامل مهمی چون تورم ، بیکاری و رقابت ، شرکتها همچون گذشته قادر به فعالیت نمی باشند و فرآیند برنامه ریزی جدیدی برای رفع مشکلات پیشنهاد شده است که دارای سه رکن اساسی است:
رکن اول: تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاریهای گذشته و آتی
رکن دوم: تخمین سود بالقوه آتی شرکت
رکن سوم: تهیه استراتژی
برنامه ریزی استراتژیک واحدها
• فلسفه وجودی واحد
• تجزیه و تحلیل محیط خارجی با تجزیه و تحلیل فرصتها و تهدیدها (عوامل جمعیتی ، اقتصادی ، تکنولوژیک ، سیاسی ، قانونی و...)
• تجزیه و تحلیل محیط داخلی یا تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف (مالی ، بازاریابی ، تولید و سازمان )
• تعیین اهداف (اهداف علاوه بر قابل دسترس بودن ، باید به اندازه کافی چالش برانگیز باشند تا تلاشهایی را سبب شوند)
• تدوین استراتژی (استراتژی رهبری در هزینه ، تمایز و تمرکز یا کانون)
• تدوین برنامه
اجرا
بازخور و کنترل
دو نوع واکنش نسبت محیط بازرایابی وجود دارد:
• واکنش اول(بازاریابی انفعالی): نیروهای محیطی عواملی غیر قابل کنترل به حساب می آیند.
• واکنش دوم(بازاریابی فعال): سعی شود تا با گامهایی برای تاثیر در عوامل محیطی برداشته شود.
عوامل رقابتی:
این عامل یکی از عناصر چهارگانه محیط بازاریابی است و یکی از نیروهای مهم برای حضور موفق در بازار به حساب می آید. کامیابی در بازاریابی امروز در بازاریابی دائم خود ، رقیب و مشتری است.(Cs3)
استراتژیهای رقابتی:
1. شرایط ویژه (قیمت پایین)
2. متمایز بودن هریک از عناصر آمیخته بازاریابی
3. بازار کانون


روشهای رقابتی:
• رهبران بازار
• دنباله روهای بازار(این گروه به شدت بدنبال کسب سهم بیشتری از بازار هستند)