در حالیکه نیاز به بین المللی شدن شرکتها بیشتر می شود و شرکتهای گسترده در سراسر جهان به سرعت به سمت بین المللی کردن فعالیتهای خود حرکت می کنند مخاطرات این کار نیز افزایش می یابد و شرکتهای که وارد عرضه بین المللی می شوند باید تصمیمات اساسی و مهمی را در این باره بگیرند.

تصمیمات اساسی در بازاریابی بین المللی
1-بررسی محیط بازاریابی بین المللی 2-تصمیم درباره ورود به بازارهای خارجی 3-تصمیم درباره انتخاب بازار 4-تصمیم درباره نحوه ورود به بازار 5-تصمیم درباره برنامه بازاریابی 6-تصمیم درباره سازمان بازاریابی

نگاهی به محیط بازاریابی بین المللی
یک شرکت قبل از تصمیم ورود به بازار جهانی باید درک روشنی از محیط بازاریابی بین المللی داشته باشد خصوصا در مواردی که در زیر به شرح آن می پردازیم مد نظر قرار دهد:
الف-نظام تجارت بین الملل : درک درست از نظام تجارت جهانی آشنایی با موانع و محدودیتهای زیادی چون تعرفه – تحریمهای احتمالی –کنترلهای ارزی و یا موانع غیر تعرفه ای از مواردی هستند که شرکت باید کاملا آگاهانه و با بصیرت با آن برخورد نماید.

ب – محیط اقتصادی : یک شرکت برای ورود کالای خود به هر کشوری باید محیط اقتصادی آن را مد نظر قرا دهد که این به دو عامل اصلی بستگی دارد:
1-ساختار صنعتی که نقش بسزایی در تعیین نیازهای کشور به کالاها و خدمات و شکل دهی به سطح درآمد و اشتغال آن کشور دارد.
2-توزیع درآمد که بازاریاب باید بداند توزیع درآمد در کشور هدف از چگونه الگویی پیروی می کند.

ج – محیط سیاسی – قانونی:کشورها از نظر محیط سیاسی – قانونی با هم بسیار متفاوتند در مورد بازاریابی خارجی چهار عامل وجود دارد که قبل از هر اقدامی باید مد نظر قرار گیرد.
1-عقیده درباره خرید بین المللی:شرکت باید کشور هدف را از نظر عقیده دولت و مردم آن درباره محصولات و خدمات خارجی کاملا ارزیابی کرده و نظرات و آرا آنان را مد نظر دهد.
2-ثبات سیاسی:تغییر و تحولات سیاسی دولتها و واکنشها و عکس العمل های دولت جدید با شرکت ممکن است منجر به بلوکه شدن دارایی های شرکت خارجی گردد.
3-مقررات پولی:مورد توجه قرار دادن قوانین و مقررات پولی کشور و محدودیتهای ارزی و سیاستهای پولی از مهمترین مسائل ورود به بازارهای خارجی است.
4-بوروکراسی دولتی :بوروکراسی دولتی اشاره دارد به امکاناتی نظیر ارائه خدمت و تسهیلات گمرکی مطلوب ارائه اطلاعات خوب درباره بازار و ...
4-محیط فرهنگی:هرکشوری دارای اعتقادات و معیارهای مخصوص به خود است شرکت باید طرز فکر مصرف کنندگان خارجی را درباره مصرف کالای خود مورد مطالعه قرار دهد.

تصمیم درباره ورود به بازارهای خارجی: قبل از ورود به بارازهای خارجی شرکت باید مخاطرات و مشکلات بسیاری را بسنجد و تصمیم بگیرد که آیا لازم است به بازارهای خارجی راه یابد؟
تصمیم درباره انتخاب بازار خارجی: یک شرکت قبل از ورود به بازار خارجی باید اهداف و سیاستهای بازاریابی بین المللی خود را روشن سازد و تصمیم بگیرد که در کدام کشور و با چه امکانات و چه حجمی از فروش به فعالیت بپردازد.
تصمیم درباره نحوه ورود به یک بازار خارجی: یک شرکت پس از اینکه درباره فروش در یک کشور خارجی مصمم شد نوبت به انتخاب بهترین روش برای ورود به آن کشور می رسد خط مشی های گوناگونی برای ورود به بازارهای خارجی وجود دارد که عبارتند از
1-صادرات که بهترین و ساده ترین روش برای نفوذ می باشد
2-سرمایه گذاری مشترک مطمئن ترین روش برای جلوگیر ی از برخی تحریمهای احتمالی
3-سرمایه گذاری مستقیم که پرمخاطره است ولی مزایای بسیاری دارد.

تصمیم درباره برنامه بازاریابی : شرکت پس از ورود به بازار خارجی باید تصمیم بگیرد چطور در راستای تطبیق با شرایط محلی میزان و مقدار عناصر بازاریابی را تغییر دهد این عناصر عبارتند از:
1-محصول 2- تبلیغات پیشبردی 3- قیمت 4-کانالهای توزیع

تصمیم درباره سازمان بازاریابی: شرکتها فعالیتهای بازاریابی خود را به سه شیوه مختلف اداره می کنند اکثر شرکتها در ابتدا یک دایره صادراتی را راه اندازی می کنند و پس از افزایش حجم فروش خارجی یک بخش بین المللی ایجاد می شود و سر انجام این بخش تبدیل به یک سازمان بین المللی می شود.